محمد على مجاهدى

212

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )

هر دم ز قتل سرورى از آل بو تراب * خون در دل ثوابت و سيار كرده‌اى هرگز جفاى برق به خرمن نمىكند * با اهل بيت آن چه تو قهار كرده‌اى سيلاب ، با بنا نكند آن چه ز آب تيغ * با خاندان حيدر كرار كرده‌اى بر نيزه كرده‌اى سر اولاد مصطفى * كافر نكرده آن چه تو جبار كرده‌اى حاشا كه از تخيل ابليس ، بگذرد * اين مكر و حيله‌اى كه تو مكار كرده‌اى در روز انتقام ، نظر كن چه مىكشى * زين درد و غم كه بر دل ما ، بار كرده‌اى دوزخ شود چو جاى تو ناپاك بىادب * بندد دگر ز نعرهء « هل من فريد » لب ( تأثير ) ! لب ببند كه دلها كباب شد * زين سرگذشت ، جنّ و ملك در حجاب شد ( تأثير ) ! لب ببند ازين نظم جانگداز * كز سيل اشك ، عالم امكان خراب شد ( تأثير ) ! لب ببند كزين شعر با اثر * چرخ آن قدر گريست كه رشگ سحاب شد ( تأثير ) ! لب ببند كه از سوز سينه‌ات * هر مصرع بلند تو ، تير شهاب شد ( تأثير ) ! دم مزن كه ز تحرير اين بيان * از بحر شعر ، چشم معانى پرآب شد ( تأثير ) ! لب بدوز كزين حرف صبرسوز * ارض و صما به زلزله و اضطراب شد مه در فلك ز مرثيه‌ات مصرعى شنيد * از غم چنان گداخت كه پا در ركاب شد از خامه شد بلند ، صريرى « 1 » كه سوز آن * بر كوه اگر رسيد ، دل سنگ آب شد با چاك سينه ، كلك سيه‌پوش زد رقم * حرفى كه برق خرمن چندين كتاب شد هر نقطه‌اى كه گشت رقم ، سوخت چون سپند * سطرى كه شد نگاشته ، سيخ كباب شد زين ناله ، بحر شد عرق خجلت زمين * زين نوحه ، آسمان همه تن پيچ و تاب شد تا روز رستخيز ، ازين سوز سينه تاب * هر صبح ، پنبه تازه كند داغ آفتاب « 2 » براى اطلاع از چند و چون تركيب‌بند ديگر عاشورايى تأثير تبريزى به ديوان وى ، صفحهء 61 تا 64 مراجعه شود .

--> ( 1 ) . صداى قلم نى به هنگام نوشتن ( 2 ) . همان ، ص 50 تا 61 .